دوشنبه ۰۳ فروردين ماه ۱۴۰۵
Monday 23 March 2026
صفحه نخست
پخش زنده
دانشگاه
استانها
سیاسی
بینالملل
فرهنگی
اقتصادی
اجتماعی
ورزشی
عکس
فیلم و صوت
برنامه ها
تلویزیون
آخرین اخبار:
حمله موشکی آمریکایی اسرائیلی به منازل مسکونی در تهران ( ۰۳ فروردین ۱۴۰۵ )
تشییع پیکر دو شهید نیروی دریایی سپاه در جنگ رمضان در شیراز
حمله اسرائیلی - آمریکایی به منطقه مسکونی در شهرک نصر تبریز
تشییع سردار شهید علی محمد نائینی سخنگوی سپاه پاسداران در کاشان
تشییع شهدای حملات آمریکایی- صهیونستی در بهشت زهرا (س) - ۲ فروردین ۱۴۰۵
تشییع سردار شهید علی محمد نائینی در مصلی تهران
اقامه نماز عید فطر در مصلی تهران
تشییع پیکر شهید سید اسماعیل خطیب و خانواده ایشان در قم
اقامه نماز عید سعید فطر در حرم حضرت فاطمه معصومه (س)
اقامه نماز عید سعید فطر در حرم مطهر رضوی (ع)
عکس
عکس خبری
کد خبر:۳۵۸۰۶۵
۱۶:۲۸
۱۳۹۳/۰۶/۳۱
گزارش تصویری// لحظه دیدار خانواده شهید رضا سلمانی با فرزندشان بعد از 32 سال
{$sepehr_old_album_358065}
https://snn.ir/001V9F
لینک کپی شد
گزارش خطا
پسندها:
۰
اشتراک گذاری
برچسب ها:
رضا سلمانی کرد آبادی
شهید گمنام
خانواده شهید
دانشگاه امیرکبیر
اخبار مرتبط
گزارش تصویری// دیدار خانواده شهید جواد نظام دوست با فرزندشان بعد از 28 سال
7 مهر؛
شبی با شهدا با حضور آیتالله احدی در دانشگاه شهید بهشتی برگزار میشود
نظرات شما
احمد
۰۲ مهر ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۸
گل من چندين منشين غمگين شام محنت به سر آمد
سر و دست افشان غم دل بنشان غمخوارت از سفر آمد
ز چه بنشستي بگشا دستي آزين کن صحن و سرا را
که پس از غم ها به رخ شب ها آب و رنگ سحر آمد
شب مهتابي ز چه بي تابي روشن کن شمع صبوري
منشين غمگين که مه ديرين تابان و جلوه گر آمد
تو که آگاهي که چه شب هايي با ياد او بنشستيم
شب باراني غم پنهاني رفت و نور بصر آمد
پس از آن دوري غم مهجوري شور و شادي بر پا کن
ز غم پنهان نشوي گريان چون او خندان ز در آمد
شب مهجوري ز ره دوري آواي رهگذر آمد
که سحر سر زد غم دل پر زد شادي از بام و در آمد
شب جانکاهي شرر آهي زد ابر غم به کناري
به سرافرازي به دل افروزي خورشيد ما به در آمد
پس از آن هجران غم بي پايان پيدا شد خاتم عشقم
به دلم نوري چه شر و شوري زان مرغ خوش خبر آمد
پاسخ
0
0
پربازدیدترین
آخرین اخبار
سر و دست افشان غم دل بنشان غمخوارت از سفر آمد
ز چه بنشستي بگشا دستي آزين کن صحن و سرا را
که پس از غم ها به رخ شب ها آب و رنگ سحر آمد
شب مهتابي ز چه بي تابي روشن کن شمع صبوري
منشين غمگين که مه ديرين تابان و جلوه گر آمد
تو که آگاهي که چه شب هايي با ياد او بنشستيم
شب باراني غم پنهاني رفت و نور بصر آمد
پس از آن دوري غم مهجوري شور و شادي بر پا کن
ز غم پنهان نشوي گريان چون او خندان ز در آمد
شب مهجوري ز ره دوري آواي رهگذر آمد
که سحر سر زد غم دل پر زد شادي از بام و در آمد
شب جانکاهي شرر آهي زد ابر غم به کناري
به سرافرازي به دل افروزي خورشيد ما به در آمد
پس از آن هجران غم بي پايان پيدا شد خاتم عشقم
به دلم نوري چه شر و شوري زان مرغ خوش خبر آمد